به رنگ خزان

زیبایی عـاشـقـی لـطـیـفـی امـا ... نـافـت را بـا دلـتـنـگـی بـریـده انـد پـائیـز ...















           زن کالا نیست...

        زن مساوی خودروی شخصی شما نیست...

        زن ریحانه ی آفرینش است...



+ نوشته شده در شنبه 1393/05/18ساعت 1:17 توسط وحید |


دخترها مثل سیب های روی درخت هستند.

بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند.

 برخی پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند

 چون می ترسند سقوط کنند و زخمی شوند،

بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند

 اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا می کنند.

سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل از آنهاست درحالی

 که آنها فوق العاده اند. آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند

که آن قدر شجاع و لایق باشد که بتواند از درخت بالا بیاید...

قدر خودت رو بدون...اطرافیانت رو با دقت بیشتری ببین و بشنو...

تو شریف تر و نجیب تر از آنی هستی که تن به هر رابطه ای بدهی ...



+ نوشته شده در چهارشنبه 1393/03/14ساعت 21:10 توسط وحید |


 

 

بیشتر از زنان 

از "مردان" همراه این زنان

بد حجاب حالم بد میشود!

بنازم غیرتت را

 



+ نوشته شده در سه شنبه 1393/01/26ساعت 0:43 توسط وحید |



بیایید همان طور که به دختران خود

باید چگونه لباس پوشیدن و حفظ حجاب را بیاموزیم

به پسران خود نیز فرهنگ مزاحم نشدن را آموزش دهیم

حجاب برای یک زن همانقدر اهمیت دارد که حجب برای مرد!...




+ نوشته شده در دوشنبه 1392/12/05ساعت 20:50 توسط وحید |


 

http://s4.picofile.com/file/7748813545/jabejayi.jpg 

دختر سرزمین من...

فرقی نمیکند چادری باشی یا مانتویی

حیا که نداشته باشی هیچ نداری....

و تو ای پسر سر زمین من...

مردانگی زیر ابرو برداشتن و صدا رو نازک کردن نیست

همین که با دل کسی بازی نکنی مردی....



+ نوشته شده در جمعه 1392/11/04ساعت 21:50 توسط وحید |


 


ﻣﻦ ...ﻧﻪ ﻣﻮﻫﺎﻣﻮ ﺑﻠﻮﻧﺪ ﻣﯿﮑﻨﻢ ...

ﻧﻪ ﭘﺎﺷﻨﻪ 15 ﺳﺎﻧﺘﯽ ﭘﺎﻡ ﻣﯿﮑﻨﻢ ...

ﻧﻪ ﺳﺎﻋﺖ 12 ﺷﺐ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻣﯿﺎﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ...

ﻧﻪ ﻣﯿﺎﻡ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ،ﻧﻪ ﻟﺐ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻭ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﺰﻧﻢ ...

ﻧﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ ...

ﻣﻦ... ﻣﻮﻫﺎﻡ ﻣﺸﮑﯿﻪ ...ﺗﯿﭙﻢ ﺳﺎﺩﺳﺖ ...چادر سرم ميكنم ...

ﮐﻔﺸﺎﻣﻢ ﻫﻤﻪ ﺍﺳﭙﺮﺕ!ﺳﺎﻋﺖ 9 ﺷﺐ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎﺷﻢ!

ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻢ!!!...يه دختــــــر پاك ايرانـــــــي....



+ نوشته شده در جمعه 1392/09/29ساعت 20:40 توسط وحید |


عکس جالب از کیک جشن تولد عصر یخبندان و فندوق معروف 

دوباره ۴ اذر از راه رسید و من تونستم با احتیاط در اینکه زیر کامیون نرم و

درد بی درمان نگیرم و به سرطان مبتلا نشم و خلاصه از هر مرضی خودمو

نگه دارم ویک سال هم بزرگتر شم

و البته فکر کنم  به سنی رسیده ام که پدر و مادرم دیگه بهم اعتماد کنند و

میوه وشیرینی رو ازم مخفی نکنن...

پس فرا رسیدن ۴ اذر سالروز تولد آخرین اختر تابناک بابام برخودم و خودتون

مبارک و باز به دلیل اینکه مصادف شده با ایام محرم پس در واقع تولدم تسلیت

باد



+ نوشته شده در یکشنبه 1392/09/03ساعت 19:2 توسط وحید |


 

        این عکس گویا ترین دلیل حجاب است

 عفـت یعنے اینکـه ،
زیبـآیے هـا و زینـت هـایمـان رآ

پـآک و انحصـارا برآے همسـرمـآن نگــاه داریمـ ،


مبــآدا ،


حتے گوشـه اے از نگــاهِ غیر ،


به تاراجـش ببَردَش..



+ نوشته شده در دوشنبه 1392/07/01ساعت 1:51 توسط وحید |


ازريلا


گفت: من رفتني ام! دارم ميميرم

گفتم: دکتر رفتی، خارج از کشور؟

گفت: نه همه دکترا اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.

گفتم: خدا کريمه، انشالله که بهت سلامتي ميده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟

فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه کلاه سرش گذاشت و الکی امیدوارش کرد

گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟

                             برید ادامه ی مطلب




{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در شنبه 1392/05/19ساعت 1:14 توسط وحید |


جملات زیبا گیله مرد

 

 صحبت از گرمای هوا بود که به ماه رمضان رسید ...

 امسال روزه می گیری؟

اگر خدا بخواهد ...

من هم می گیرم، ولی کدام پزشک این همه سختی را برای بدن تایید می کند؟

 همان که وقتی همه پزشکان جوابت کردند ، برایت معجزه می کند !

 

خدایا ...

رمضان ماه مهمانی توست ...

سفره ات هر روزِ سال پهن بوده ،

ولی این روزها ، پذیرایی ها ویژه است ...

از خوان گسترده ات چشم و دلی سیر میخواهم ...

شکم سیر را هر روز قبل از رمضان مرحمت نموده ای ...

الهی شکر

 



+ نوشته شده در چهارشنبه 1392/04/19ساعت 17:10 توسط وحید |





خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟

خانوم خوشگِله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟

 خوشگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟

اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید! بیچــاره اصـلا" اهل این

حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال

 درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد. :

 روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت... شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!

دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند... دردش گفتنی نبود....!!!!

رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!!خدایا کمکم کن:

چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...

خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!

 دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند...

به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد... امــــا...اما انگار چیزی شده بود...

دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد: انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!

احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!!!!

فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود! یک لحظه به خود آمد...

 دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته........



+ نوشته شده در چهارشنبه 1392/03/22ساعت 17:38 توسط وحید |



 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد  

خانم! امام زمان (عج) رو دوست داری؟

بهش گفتم: امام زمان (عج) رو دوست داری؟

گفت: آره ! خیلی دوسش دارم
گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟

گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

گفت: چرا؟

براش یه مثال زدم:

گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده
و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری
و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.
عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟

بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم.
بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟
چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه!

دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟

تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟

حرف شوهرت رو باور می کنی؟

گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟

معلومه که دروغ میگه


گفتم: پس حجابت….

اشک تو چشاش جمع شده بود

روسری اش رو کشید جلو

با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده

گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!

خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره

می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه.






+ نوشته شده در جمعه 1392/02/13ساعت 20:0 توسط وحید |


















About Weblog


من وحیدم

خاکیه خاکـــی

عاشق خداي مهربونـــم



یه لقمه نون یه کاسه ماست
یه دل خوش یه حرف راست
یه مــــــــــــــــــادر از تبار نور
دار و نـــــــــــدارم همیناست







Menu

صفحه نخست
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ

Recent Posts


ارزش
تو نجیب هستی ، نجیب بمان
غــیـــرت
حـجاب آقـــا پســرا
حیـــــــــا
دختر ایرانی
تولدم
دلیل حجاب
من رفتنی ام
ماه میهمانی خدا

Archive


93/05/01 - 93/05/31
93/03/01 - 93/03/31
93/01/01 - 93/01/31
92/12/01 - 92/12/29
92/11/01 - 92/11/30
92/09/01 - 92/09/30
92/07/01 - 92/07/30
92/05/01 - 92/05/31
92/04/01 - 92/04/31
92/03/01 - 92/03/31
92/02/01 - 92/02/31

Links

و خاصــــیــــت عــــشــــق ایـــــن اســــــت
جمـــــــــله حیراننـــــد
مجنون زمانــــــــه
خـلوت دل
بهانه های دلتــنگی
دختــــــــــــرك بارانـــي
پســری در سـرزمین خـاک
به بــهارم نرسیدی به خـزانم بـنگر
دخـــــــتری با اسانس تنـــــــهایـــــی
پچ پچ هــــاي درگوشـــــــــي
نســـــیم
چشــم هاي بارونــي
خاطرات پسر اصفهونـــي
پـــاتـــــوق رفـــیق بـــا مـــــــــرام
کلـــــــبه ی تنـــــــــــهایــــــــــــــــــی
دخـــــــتـــر روزهــــــــــای آخــــر ســــال
حـــــرف هــــــاي در گوشـــــــي
سئــــــــــــــوگی سوزلــــری
احـساس غربت
ستايـــشم
کلبه
دخـــتر بهار
خوشــگلای شـرقــــــی
تنهاتــــــــــرين دخــــــتر دنيـــــا
یــــــه نــفـــــــس تــــــــو ســــاحـــــــل
همــیــشـــه بـــــــــه یـــادتـــــــــــم
سني سویــــــرم
arezoo....
چشمان سبز طبیعت
دیــونه ی گـالــی
عاشــقانه های مسیحـــا
یـــــک مشـــــت تنــهایــــــــی
رهــــــــــا شـــــده در تنـــــــهایـــی
یواشــکی هــای مــن
love to love
يه دختر خاص
وارش
آوا.......
unutulmaz
من و تـنـهايـــي
عشق و حــســرت
هر چــــي دلت ميخــــــــــــواد
پنـــــــجره اي به سمت خـــــــــــدا
به شماره هردلي عشقـــي هســـــت
جــــــــــــــاي دلم خالي
بارون احــــــساس
مهر دخت
دلخسته
پاتوق 103 يا
سايت تفريحي
آرزوهاي تموم شده
من و...
دل نوشته
احساس شيشه اي
يه دختر هميشه تنها
من تنها
دخترك
حقيقت داره يا خوابه
عشق و تنهايي
عشق رويايي
عشق رويــــــــايي
با همتون قهرم
تيغ تيز عشق
اتاق تنهايي
عشق يا اشتباه
جمعه ي انتظار
خودم و خودم
هي دنيا
به من بگو چرا؟
عاشقانه ها
دختر دی ماه
آیین زندگی
حرفهای دلم
وبلاگ من
توقف ممنوع
تنهایی
حرفهای یه دخترخانوم
فرشته ی عشق
شلمچه چهاربرج
دلدونی
دلنوشته های من
بهترین هدیه ی خدا
ترانه ی سکوت
برای تازه شدن هیچ وقت دیرنیست
حجم سبز
احساس درون
عاشقانه
منتظران ظهور یوسف زهرا
دلنوشته های بارونی
مطالب عاشقونه
خسته ام از خستگی خودم
کافه ای برای دوستان
چهارراه آفتابی
عشق آسمانی
الهه شرقی
تنها
دلنوشته های مریم
خیال بارانی
زندگی شیرین است
وطن ای هستی من
a.v.node
دختر اسمونی
بدون تو..
cool web site
دخترونه
تا تپش قلب شب
ورزشی ها
خانواده ی سبز
اه دل لعنتی من
الهه عاشقی
گالري عکس
قالب وبلاگ


قالب وبلاگ
قالب بلاگفا
گالري عکس